وقت هایی را که از یک خورده قبل ترش تو عبور کرده ای و وقت هایی را که از یک خرده بعدترش قرار است تو عبور کنی بیشتر از همه ی وقت های دیگر دوست دارم.چون بیشتر از همه ی وقت های دیگر شبیه خودم می شوم.انگار که برای چندساعت تکامل را حس می کنم.

از تو برای خاطر معصومیت چشم هایت،خلوص و پاکی نگاه و رفتارت،عشقی که از سر انگشتانت لا به لای انگشتانم رسوخ می کند و دست هایمان را بهم پیوند می دهد،لبخند پر از محبتت در عین خستگی و خیلی چیزهای دیگری که از تو تو را برای من ساخته ممنونم.هیچ کس جز تو،تمام من را نمی شنود.هیچ کس تمام من را نمی فهمد.هیچ کس پا به پای من پای آرزوهای دور و درازم نمی ایستد.از تو برای خاطر همه ی این فهمیدن ها و ایستادن ها ممنونم.